یادت باشد هر شب، پیش از شمارش نا تمام ستاره ها،
یک لیوان "دریچه" بنوش !
معجونی از ابر،
پروانه
و شبنم
حتماً " شاعر" می شوی!
سید امیر رضا ناصری
به سراغ سهراب رفته بودم دیروز
- نرم و آهسته -
ناگهان از کتابش حجم سبزی پیدا شد تا ببینم افقی تازه و نو
با خود اندیشیدم
کاش به یاد سهراب دانه های دلمان پیدا بود
کاش به یادش آب را گل نکنیم
در گلستانه احساس لطیفش قدمی چند زنیم
با مسافر همراه برویم سوره سبز تماشا از حفظ کنیم
به سراغش برویم اگر پشت هیچستان اردو بزنیم
صبح ها با چند شعر ابدی بند زنیم ترک چینی تنهایی او
ساده باشیم به یاد سهراب
ساده مثل گل یاس
و نباشیم جایی که کودکها شاخه معرفت شعرش را
روی احساس زمین خاک کنند
و نوازشگر احساس لطیفش باشیم
و بدانیم که او با شعرش قایقی ساخته است
که همانند پلی است می رساند ما را پشت دریاها
آنجا شهری است رو به اشراق زمین!
تنها
اگر دمی
کوتاه آیم از تکرار این پیش پا افتاده ترین سخن که
" دوستت دارم"
چون تن دیسی بی ثبات بر پایه های ماسه
به خاک در می غلتی
و پیش از آنکه لطمه درد درهم ات شکند
به سکوت می پیوندی
پس از تو چه خواهد ماند
چون من بگذرم؟
تعویذ ناگزیر تداوم تو
تنها
تکرار" دوستت می دارم" است؟
با این همه
بغض ام اگر بترکد...-
نه
پر کاهی حتی بر آب نخواهد رفت
می دانم!

اگر به من بگن دوست داری یه سفر بری مریخ ؟ میگم:" نه"! حتماً بعدش هم ازم میپرسن چرا؟ تو که از دست زمین ذله شدی دیگه چرا؟ بابا بیا یه دو سه روزی برو مریخ که از دست این آدما راحت بشی، برو اونجا بلکم توی اون تنهایی یک نفس راحت کشیدی....
میگم:" برین... بابا دلتون پیچ میره. برم اونجا که چی بشه...اونجام یه جایی بدتر از اینجا.تازه اینجا بدون دم ودستگاه نمی تونم نفس بکشم اونجا باید کلی دم و دستگاه وصل کنیم به پوزمون.بعید بدونم بشه نفس کشید. من که فکر نمی کنم... تازشم ، فکر می کنی مریخ آدم پیدا نمیشه ،شانس ما اگه یه روزی تصمیم بگیریم بریم مریخ، تمام آدمای زمین کوچ می کنن و میرن اونجا خونه می سازن، ما که شانس نداریم . انگار بند نافمون به تک تک آدمای اطرافمون وصل شده . اگر من برم همه پشت سرم میان. میدونی چرا؟ می خوان دیوونم کنن، می خوان سرم رو با حرفهاشون بخورن. اصلاً تو دلت واسه کی سوخته؟ مگه مریخ ما رو راه می دن؟! اونم منو میشناسه. قدم نحسم اگه پا بذارم توی مریخ شک ندارم، این سیاره ای که چندین و چند هزارساله که داره زندگی می کنه متلاشی میشه و هر تکه اش یه جایی میره.حالا هی پاشو بگو برو مریخ.می دونم آخرش هم هر چند که آدم سرسختی باشی میگی:" بابا غلط کردم همین جا که هستی توی زمین خودمون بمون وبمیر...؟!"
بلم آرام چون قویی سبکبار
به نرمی بر سر کارون همی رفت
به نخلستان ساحل، قرص خورشید
ز دامان افق بیرون همی رفت.
شفق، بازیکنان، در جنبش آب
شکوه دیگر و راز دگر داشت.
به دشتی پر شقایق، باد سر مست
تو پنداری که پاورچین گذر داشت
جوان، پاروزنان، بر سینه موج
بلم میراند و جانش در بلم بود
صدا سر داده غمگین در ره باد،
گرفتار دل بیمار و غم بود.
" دو زلفونت بود تار ربابُم
چه می خواهی از این حال خرابُم؟
تو که با ما سر یاری نداری
چرا هر نیمه شب آیی به خوابُم؟"
درون قایق از باد شبانگاه
دو زلف نرم نرمک تاب می خورد.
زنی خم گشته از قایق به امواج
سر انگشتش به چین آب می خورد.
صدا چون بوی گل در جنبش باد،
به آرامی، به هر سو پخش می گشت.
جوان می خواند و سرشار از غم گرم
پی دستی نوازش بخش می گشت
" تو که نوشُم نه ای، نیشُم چرایی؟
تو که یارُم نه ای، پیشُم چرایی؟
تو که مرهم نه ای زخم دل اُم را،
نمک پاش دل ریشُم چرایی؟"
خموشی بود و زن در پرتو شام،
رخ چون رنگ شب نیلوفری داشت.
ز آزار جوان دلشاد و خرسند،
سری با او، دلی با دیگری داشت.
ز دیگر سوی کارون زورقی خرد،
سبک بر موج لغزان پیش می راند
چراغی کورسو میزد به نیزار
صدای سوزناک از دور می خواند
نسیمی این پیام آورد و بگذشت
" چه خوش بی مهربونی از دو سر بی".
جوان نالید زیر لب که افسوس:
" که یکسر مهربونی درد سر بی".
فریدون توللی
گفتی فاصله ای نیست. ده قدم بیایم به تو میرسم،ده قدم،ده بار، از ابتدا تا انتهای کوچه. یک،دو،سه،...تا ده، ده بار شمردم،ده بار مردم و زنده شدم،ده بار از دیدنت توبه کردم و ده بار از توبه ام پشیمان شدم،دوباره،ده قدم،ده بار، ده قدم اینبار از کوچه دل دیوانه می آیم. می شمارم....
یک،اشک می ریزم، دو آتش می گیرم، سه می سوزم، چهار خاکستر می شوم، پنج دوباره به عشق تو جان میگیرم،شش می هراسم،هفت نذرو نیاز می کنم، هشت لحظه شماری می کنم، نه- نه قدم به سمت جلو بر میدارم و در اوج مستی احساست می کنم. یک قدم مانده به تو، تنها یک قدم به جرم دیوانگی در بندم می کنند.
با سخنی از سهراب شروع میکنم که هنر و شعر را با هم درآمیخت تا قبله اش همیشه یک گل سرخ باشد......
زندگی یعنی: یک سار پرید
از چه دلتنگ شدی ؟
دلخوشی ها کم نیست: مثلاً این خورشید
کودک پس فردا
کفتر آن هفته........


