دو آدمند که گره می خورند در ذهنم
دو آدم که می پوسند در هم
و من نظاره گر ریزششان
روده بر می شوم از اشک
پسمانده هایشان را
می توانید
در سیاه چالهای لجن گرفته زندگی
پیدا کنید
خوب گوش کنید
این زندگی دو آدمی است که
باید دیدنشان را با خود
به گور برید
تا وقتی که در پودهای من تار شده اند و
من در تارهایشان پود...
و حالا
سه آدمند که گره خورده اند در پوچ
سه آدم که می پوسند در هیچ
و من نظاره گر ریزششان
دق میکنم از خنده
پسمانده هایشان را
می توانید
در هر جا پیدا کنید
خوب گوش کنید ...
چهار آدمند که گره می خورند ...


